به بهانه برگزاری کارگاه تعاملی خبرنگاران پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو در قزوین؛

نسترن کیوانپور؛ مشاور رسانهای شرکت آب منطقهای البرز - بعضی نشستها را با چند اسلاید و چند عکس یادگاری به پایان میرسانیم و فراموش میکنیم. بعضی دیگر، حتی اگر محتوایشان چیزهایی باشد که بارها شنیدهایم، یک سؤال را در ذهنمان زنده میکنند؛ سؤالی که تا مدتها همراه آدم میماند.
"کارگاه تعاملی خبرنگاران پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو" که به میزبانی استان قزوین و با حضور خبرنگاران حوزه آب و برق استانهای البرز، قزوین و زنجان برگزار شد، برای من از همین جنس بود. شاید نه به خاطر اینکه قرار بود فرمول تازهای برای خبرنویسی یاد بگیریم؛ بلکه چون دوباره یادآوری کرد مسئله امروز رسانه، کمبود خبر نیست.
خبر زیاد است؛ آنچه کم داریم، روایتی است که بتواند میان مردم و واقعیت، پلی بسازد.
در این نشست، امیر جعفری آزاد؛ معاون روابط عمومی وزارت نیرو، از اهمیت کیفیت اطلاعرسانی سخن گفت و خبرنگاران را «پیشانی اطلاعرسانی عملکرد وزارت نیرو» خواند. او تأکید کرد که برگزاری این دورههای تعاملی، تنها برای آموزش نیست؛ بلکه فرصتی است برای شنیدن دیدگاههای خبرنگاران و ارتقای شیوههای تولید محتوا.
شاید همین جمله، مهمترین بخش ماجرا بود؛ اینکه کیفیت خبر، فقط با دستورالعمل بهتر نمیشود. کیفیت، از تغییر نگاه شروع میشود.
ما سالها تصور میکردیم اگر اطلاعات کافی در اختیار مردم قرار بگیرد، مسئله حل میشود. اگر آمار بارندگی را بگوییم، اگر حجم سدها را اعلام کنیم، اگر درباره ناترازی آب یا برق توضیح بدهیم، مخاطب قانع میشود و رفتار خود را تغییر میدهد.
اما تجربه نشان داده است که همیشه اینطور نیست.
امروز انسانها با کمبود اطلاعات زندگی نمیکنند؛ با وفور اطلاعات روبهرو هستند. هر روز صدها خبر، تصویر و ویدئو بر سرمان سرازیر میشود و در این میان، تنها محتوایی دیده میشود که بتواند برای مخاطب معنا بسازد.
شاید به همین دلیل است که دیگر نمیتوان خبر را فقط انتقالِ داده دانست. خبر، اگر نتواند با زندگی مردم ارتباط برقرار کند، خیلی زود در میان انبوه محتوا گم میشود.
در حوزه آب و انرژی، این مسئله پررنگتر از هر جای دیگری دیده میشود.
ما سالها درباره افت سفرههای زیرزمینی، کاهش بارندگی، فرونشست زمین، ناترازی منابع و مدیریت مصرف نوشتهایم. واژههایی که برای متخصصان کاملاً آشناست، اما برای بخش زیادی از مردم، هنوز مفاهیمی دور و انتزاعی به نظر میرسند یا در زندگیِ روزمرهی مخاطب به دلیل تخصصی بودنِ مفهوم، جایگاهی ندارند.
شاید به همین دلیل باشد که گاهی بحران، بیش از آنکه بحران آب باشد، بحران روایت آب است.
وقتی مخاطب نداند افت یک آبخوان چه نسبتی با آینده شهرش دارد، وقتی کاهش بارندگی را فقط یک عدد بداند و نه اتفاقی که میتواند سبک زندگی نسل بعد را تغییر دهد، طبیعی است که خبر، اثر اجتماعی خود را از دست بدهد.
وظیفه رسانه، فقط انتشار داده نیست؛ ترجمه داده به زبان زندگی مردم است.
جای خالی "خلق تجربه ارتباطی" در روابط عمومی
یکی از نکاتی که در این کارگاه بیش از هر چیز به ذهنم آمد، تفاوت مخاطبان امروز بود. دیگر نمیتوان یک متن واحد را برای همه نوشت و انتظار داشت همه با آن ارتباط برقرار کنند.
مخاطب سایت رسمی یک دستگاه اجرایی، با مخاطب پلتفرمهای مجازی، کانال خبری، پیامرسانها یا حتی یک ویدئوی کوتاه، تفاوت دارد. هر کدام زبان، ریتم و انتظار متفاوتی از محتوا دارند. اگر این تفاوت را نادیده بگیریم، حتی دقیقترین خبرها هم ممکن است دیده نشوند.
این به معنای فاصله گرفتن از دقت یا اعتبار نیست؛ بلکه یعنی پیدا کردن زبانی که بتواند همان واقعیت را برای هر مخاطب، قابل لمستر کند.
در سالهای اخیر، در بسیاری از نمونههای موفق روابط عمومی در جهان، از شرکتهای خدمات عمومی گرفته تا سازمانهای مدیریت منابع طبیعی، یک تغییر جدی دیده میشود؛ تمرکز از «انتشار خبر» به سمت «خلق تجربه ارتباطی» رفته است.
مردم دیگر فقط نمیخواهند بدانند چه پروژهای افتتاح شده یا چه میزان اعتبار هزینه شده است. آنها میخواهند بدانند این اتفاق چه تغییری در زندگیشان ایجاد میکند.
این همان تغییری است که به نظر میرسد روابط عمومیهای امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند؛ عبور از خبرهای خنثی و حرکت به سمت روایتهایی که انسان را در مرکز ماجرا قرار میدهند.
خبر، محصول نهایی کار رسانه نیست
خوشبختانه این نگاه، آرامآرام در برخی مجموعهها نیز در حال شکلگیری است. ما هم در شرکت آب منطقهای البرز تلاش کردهایم تا در کنار اطلاعرسانی رسمی، به سمت روایتمحور شدن حرکت کنیم؛ مسیری که مطالعه نمونههای موفق داخلی و تجربههای جهانی نیز ضرورت آن را نشان میدهد.
این تغییر، یکشبه اتفاق نمیافتد، اما هر گام کوچک در این مسیر میتواند فاصله میان سازمان و جامعه را کمتر کند. شاید مهمترین دستاورد چنین نشستهایی هم همین باشد؛ اینکه یادآوری کنند خبر، محصول نهایی کار رسانه نیست، اعتماد است.
و اعتماد، از جایی ساخته میشود که مردم احساس کنند خبر، فقط درباره یک سازمان نیست؛ درباره زندگی خودشان است. آن روز، اطلاعرسانی دیگر صرفاً انتقال اطلاعات نخواهد بود؛ تبدیل به گفتوگویی میشود که میتواند فهم عمومی را عمیقتر کند و مشارکت اجتماعی را افزایش دهد. شاید آینده روابط عمومیها، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود؛ از جایی که خبر، روایت میشود و روایت، به رفتار جمعی گره میخورد.